فکر کنم نزدیکای یازده شب یا یکمی اینور اونور رسیدید خونه ما.
من تو هال که بودم اولین سوالی که از نسرین پرسیدم این بود:
گفتم: مهدی کت و شلوارش و پوشیده ؟
گفت: آره
گفتم: پاپیون چی؟
گفت: آورده اینجا بزنه
کللللی ذوق کرددددم و ممنوووووونم بخاطر حس خوبی که اونشب بهم دادی.
دیدمـ تو واقعنی دوماد من شدی منم رفتم یه لباس پوشیدم که عروس تو بشم
وقتی دیدمت وااااااای محشر شده بودی اصلا قابل وصف نیست اون لحظه
باید جای من بودی تا کامل درک میکردی.
بالاخره من و تو با یه دست لباس خوشگل کنار هم نشستیم و عاقد عقد و جاری کرد.
راستی آقایی یکی از سوتی هام اون لحظه این بود که کم مونده بود بار اول بله رو بگم
خوب شد گفتن رفتم گل بچینم وگرنه خودم تورو دیدنی عقل و هوشم به باد فنا رفت.
آخه خییییلللللللللی عالی شده بودی
بالاخره من و تو بله رو بهم گفتیم و مال هم شدیم.
+.چادر و انگشتر و گل و شیرینی و میوه و چیزای دیگه ای که آورده بودین عاللللی بود ممنونم
تاريخ پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶سـاعت 9:36 نويسنده عاشقانه های خانوم یار برای آقای دلدار| |
مراسمات بله گفتن من و آقایی بهم...ما را در سایت مراسمات بله گفتن من و آقایی بهم دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 28